آرزو...


بچه که بودم آرزو داشتم بزرگ بشم


بزرگ شدم


بزرگ که شدم آرزوم این بود که ای کاش خیلی چیزها رو نمی فهمیدم


دلم میخواست که بچه می موندم تا نفهمم دنیای بزرگترا رو


آرزوم محال بود


یاد گرفتم که یه چیزی هست که محال رو هم ممکن میکنه و اون عشقه


عاشق شدم


الان به آرزوم رسیدم ، دیگه خیلی چیزها رو نمی فهمم ، ولی بچه نیستم !